Monday, July 16, 2012

بیانیه بسیار مهم کمپین سفارت سبز در خصوص اتحاد و پیوند ملی تمامی ایرانیان پاک سرشت و آزاد اندیش علیه فتنه جدید و خطرناکی که توسط رژیم


.براساس دکترین خامنه ای در موازی کاری و آلترناتیو سازی در هر اقدام، این جمع فتنه گر ،برهبری هاشمی رفسنجانی ،در صدد تشکیل یک باصطلاح اتحاد اپوزیسیون وابسته و مجازی در تبعید هست .در بین آنان از تجزیه طلبان کرد و آذری و عرب و اصلاح طلبان دولتی و غیر دولتی تا چپ های وابسته به شوروی سابق،مائوئیست ها یا طیفی وابسته از جبهه ای که خود را ملی می داند اما با اقدامات ضد ملی و ضد ایرانی خود ،استخوان های رهبر بزرگ جبهه ملی را در مزارش به لرزه در آورده اند حضور دارند .آنها تعمدا مسیر حوادث را به سمتی میبرند که اپوزیسیون واقعی را به جان هم بیاندازند ،علیه آنها 
سم پاشی و ترور شخصیت نمایند.





گفتگوی شهرام همایون با شاهزاده رضا پهلوی 2571/4/22

Thursday, July 5, 2012

هجده تیر ، تیر دیگری بر قلب حاکمیت



هجده تیر ، تیر دیگری بر قلب حاکمیت 

بی‌ تفاوتی‌ و نخواندن تاریخ ، شناخت و درک صحیحی از شکل‌گیری اندیشه‌های امروز ما را بر جای نخواهد گذشت. 

روزهایی که هنوز جعبه پاندورای جمهوری اسلامی باز نشده بود دسته‌ای از مردم فکر میکردند که هدف این حکومت آزادی، عدالت و حقوق بشر است. از این رو شیفتهٔ وعده‌های خمینی و اطرافیانش در نوفل لوشاتو پاریس شده بودند و در این میان آنانی‌ که به همراه سایر اعضآ انجمن‌های اسلامی کشورهای اروپا و آمریکا برای تشکیل بزرگترین فاجعه تاریخ ایران به آنجا آماده بودند از خمینی برای جامعه جهانی‌ و ایرانیان یک گاندی دیگر ساختند و متناسب با فتوای خمینی برای فنا شدن نسلهای ایرانی‌ کورکورانه دست به کار شدند. 

اما امروز پس از باز شدن جعبه پاندورای این حاکمیت و بر ملا شدن محتویات پلید و جنایتکارانهٔ آن ،تک تک ایرانیان با گوشت و پوست خود به دیده تجربه کردند که خواست آن دسته چه بود و در این میان صدها هزار کشته نیز دادند تا مگر باز بتوانند عوامل این اندیشه خانمان سوز را که هدفش نابودی ایران بود از خود برهانند و خود و فرزندانشان را از شرم و مصیبت آنان در امان نگاه دارند. 
اعتراضات دانشجویان و روشنفکران در ۱۸ تیر نقط اوجی بود در مقابل برنشمردن حقوق شهروندان و تداوم سرکوب،خفقان و عدم هرگونه آزادی در سیستم توتالیتر سیاسی شکل گرفته و همچنین حامی‌ پیامی روشن مبنی بر عدم اعتماد مردم شریف به این حاکمیت و سردمداران آن و ابراز انزجار و خشم درونی جامعه از تحولات و قتلهای صورت پذیرفته در زیر سایهٔ حاکمیت و در راس آن ولایت مطلقه فقیه. 

همیهنان بی‌شک همهٔ ما بویژه مبارزین راه رهایی وطن و فعالین سیاسی درون مرز و برون مرز خود به خوبی‌ به جنایت صورت گرفته به توسط حکومت جمهوری اسلامی در وقایع ۱۸ تیر واقفند و پس از گذر آن حوادث و خونهای گران بهائی که در آن دوران از روشنفکران و آزادی خواهان ایرانزمین ریخته شد، همچنان باز شاهد رشادت و پشتکار بیش از پیش مردمان در حمایت از این خونبهای تاریخی‌ برای کسب آزادی در کشورمان می‌باشیم. 

رشد بلوغ یافته و اراده جوانان این مرز و بوم برای رسیدن به حاکمیتی قانون مند و جامعه‌ای قانون مدار بی‌شک با تجربه تلخ آن دوران نیز همراه است که خود میتواند پشتوانه ای برای فردای نسلها محسوب شود. با نگاهی‌ اجمالی به آن دوران بخوبی متوجه می‌شویم که حتی رای اولیه به خاتمی به خاطر بغض مردم علیه فساد جناح حاکم و با ضدیّت بر رفسنجانی‌ و ناطق نوری توام بود و از آن جایی‌ که گزینهٔ دیگری پیش روی مردم نبود، ناچاراً مردم برای تحقق خواستهای خود اگر چه کوچک، انتخابی به آن شکل داشتند. 

اما پس از این انتخاب و تحقق‌ نیافتن خواستهای مردم جامعه، نقدها و اعتراضاتی از گوشه‌ کنار کشور به گوش رسید که در انتها حاکمیت تاب نیاورد و حتی منتقدین خودی را نیز صرفاً بخاطر حفظ این نظام و قانون اساسی اسلامی آن به بند کشید. و در این میان آن دسته از جامعه که حافظه تاریخی‌ خود را به کار نبست ، شوربختانه گرفتار این گردباد خود ساخته‌ رژیم شد که در تداوم عمر این حکومت رکاب میزد. خوب  می‌دانیم که امروز آن دسته با این پرسش اساسی‌ از طرف مردم روبرو هستند که آیا آن مدعیان آزادی سخن و قلم همانانی نیستند که در وقایع ۱۸ تیر جوانان کشور را به  خاک و خون کشیدند و در پس اعتراضات سال ۸۸ به دامن حاکمیت پناه آورد‌ند و خود را یا بیطرف اعلام کردند و یا بخاطر منافع خود محورانه و کسب قدرت کاذب در این رژیم رنگ عوض کردند !!!؟؟؟
چقدر کسب  قدرت شیرین است که به این روشنی در طی‌ زمان مواضعشان تغییر می‌کند. مردم و روشنفکران هرگز فراموش نخواهند کرد که چه هزینه‌هائی صرف سرکوب مخالفین ، تأسیس و ادارهٔ شکنجه گاه‌ها، ممیزی و سانسور مطبوعات، خرید نرم افزارهای سانسور در اینترنت، سیستم ارسال کنده پارازیت بر روی کانالهای ماهواره، دستمزدهای کتک زنهای لباس شخصی، پول خرید چماق، گاز فلفل، به تهران آوردن تظاهرات کنندگان دولتی از همه ایران با هزینه ملت، احداث دستگا‌ههای شنود تلفن، تجسس اساتید و غیره و غیره در قالب همین حاکمیت صورت پذیرفت. 

  خودی ها و غیر خودیها با تاکید بر اصل و بنیاد جمهوری اسلامی و به رسمیت
 شناختن قوانین
 انسان  ستیز آن و با افتخار بر بلای ۵۷، طوری وانمود میکنند که در این۳۳ سال همه چیز به درستی پیش رفته و کشتار، تجاوز و جنایات از هم اکنون آغاز گرفته, بدون استناد به پروندهٔ سنگین جنایت، اختلاس‌های مالی و سؤ استفاده از مطالبات مردمی به توسط جناههای دخیل در حاکمیت. 
این گروه از حاکمیت با بیان شعار "احیاء نمودن اصول امام و انقلاب " که خمینی بر اساس آن بنای استبداد، استعمار و استثمار متداومتر از گذشته را در ایران نهاد، بارها در طول عمر این حاکمیت مردم را از پیشروی در مسیر آزادیخواهی و سرنگونی این سامانه بازداشتند و جامعه را به نحوی بصورت دوره‌ای از حضور معترضان فیلتر کردند. اما این قسمت از بازگشت به اصول بنیانگذارشان را بیان نمیدارند، که هم او بود که در آغازین روزهای به قدرت رسیدن، بر بام مدرسه رفاهی کلید کشتارها را زد و این روند تا امروز همچنان به همین منوال ادامه دارد.
با این تفاسیر تفاوتی در این میان موجود نیست و چنان که اینروزها به کرات ابراز میدارند، حفظ و بقای نظام در گرو همبستگی کلیت این عوامل و پیشبرد مقاصد و سرکوب مردم آزادیخواه با بکار گیری عقل جمعی این مهره‌ها است. "عقل جمعی" که با سخن رندان از فضل و کرامتش، بی‌عقلی خویش مرتبا به نمایش میگذراند. 

یک قانون را می شود با یک قانون دیگر خنثا کرد. یک امر مذهبی را می شود با یک امر دیگر در همان مذهب خنثا کرد. حاکمیت این فرمول را برداشته و به این فرمول رسیده است: «اعتراضات دسته‌ای از مردم را می شود با اعتراضات دسته ی دیگری از مردم خنثا کرد.» آن‌ها این اواخر به این نتیجه رسیده اند که از خودشان کمتر مایه بگذارند و با استفاده از هجمه ی رسانه‌هایشان دسته‌ای دیگر از مردم را به جان ما (که به هر حال دسته‌ای پر تعداد از مردم هستیم) بیاندازند.
بر ماست که امروز متناسب با آنچه که آموختیم و تجربه کردیم و با استفاده از ابزار مبارزاتی خود و ویژگیهای خود در صحنه حضور به عمل آوریم و تیری دیگر را از کمان خرد و هوشیاری پدید آمده و با بهر جویی از ۱۸ تیر دیگری که در پیش است، خواست خود را که همانا آزادی و استقرار حکومتی دمکرات و سکولار است بر قلب حاکمیت رها کنیم و شیرازه ستم  آنرا در هم بکوبیم. 


آگاهي سر آغاز آزادي است

اگر مردم ابزار سرنگونی با آرمانشان و هدفشان تشخیص ندهند و هدف را با وسیله اشتباه بگیرند، مطمئن باشید دایره و تسلسل حکومت‌های وابسته و فاسد ادامه خواهد داشت.
بر همین اساس دموکراسی در ایران باز به عقب خواهد افتاد. زیرا از هم اکنون میتوان احساس کرد که عواملی پنهان و قدرتمند مانع از به هدف رسیدن رنسانس ایرانی می شوند

وقتی آگاهی و روشن بینی در اندیشه ما حاصل شود، دیگر افکار و عملکرد‌هایمان مختص تنها یک ایدولوژی نخواهد شد. بلکه هوشیارانه در طی مسیر انرژی خود را صرف دستیابی به هدفی واقع گرایانه، دستیافتنی و بنیان سازخواهیم کرد.

تنها فصل مشترک "آزادی ایران" است، حال بر هر باور مذهبی و مرامی، و هر رنگ و نژادی که باشیم. در حالیکه حفظ این نظام فاشیستی به قیمت ویرانی ایران، بر حفظ و تداوم میهن و ارزشهای ملی ما ارجحیت یابد، دیگر نام و هویت ایرانی را نمیتوان بر خویش نهاد.

پافشاری بر خواسته ها، پایداری در بدست آوردن مطالبات, هوشیاری در اتخاذ حرکات مبارزاتی و طردهای سیاسی لازم در این زمان شانس پیروزی را دو چندان خواهند نمود. 

Wednesday, July 4, 2012







 : شاهزاده رضا پهلوی

من مدتی است که روی طرح تشکیل یک شورای ملی ایرانیان کار می‌کنم و با خیلی از جریانات و تشکل‌های سیاسی و حتی افراد مستقل در داخل و خارج در تماس بودهام و هستم. برای اینکه بتوانیم راهی پیدا کنیم که سریع‌تر به چنین انسجامی برسیم.

قبلاً صورت مسئله به شکل غلطی طرح میشد. اغلب صحبت از ائتلاف میکردند یا همیشه دعوا بر سر دعوت‌شونده و دعوت‌کننده و زیر پرچم کسی و غیره بود. اما نه ما در اینجا داریم نهادسازی میکنیم، نه ادعای نمایندگی میکنیم و نه صحبت ائتلاف است. ما فقط می‌گوییم که یک سلسله اصول و باورهایی است که اکثریت بر سر آنها با یکدیگر هم‌سویی دارند. مانند مثلاً حقوق بشر، برابری کامل زن و مرد، جدایی دین از حکومت، قبول اصل عدم تمرکز و تمامیت ارضی ایران.

به هرحال، تلاش ما این است که بر اساس یک توافق کلی روی یک سلسله اصولی که میشود بر اساس آن، یک همکاری سیاسی بین نیروهای مختلف، با حفظ استقلال سازمانی و عقیدتیشان بهوجود آورد و بر اساس هدفمند بودن شورا که تنها خواسته‌ی محوری آن در این مرحله برگزاری انتخابات آزاد در ایران است، بتوانیم آرایشی از نیروهای سیاسی که در این راستا هم‌فکر هستند داشته باشیم. در اصل، خیلی بیتعارف بگویم کسانی که هم‌چنان دنبال اصلاح این نظام هستند، در قالب موجودش، با آن‌ها دیالوگ سازنده‌ای نمی‌توانیم داشته باشیم. ولی خیلی از اصلاح‌طلبان دیروز هستند که دیگر این وضعیت را وا دادهاند و می‌دانند که دیگر به .هیچ طریقی نمی‌شود این نظام را اصلاح کرد و خط ‌شان امروز با آنچه ما پیشنهاد می‌کنیم، همسو شده است

Friday, June 29, 2012

"فوکوس" بر اندیشه و نقش شاهزاده رضا پهلوی




"فوکوس" بر اندیشه و نقش شاهزاده رضا پهلوی

شاهزاده رضا پهلوی همواره جایگاه خویش را بعنوان یک "سربازِ وطن" و فردی از میان خود جامعه در کنار مردم ایران تا به امروز تعریف نموده اند و خود را در این مبارزه همواره در صفوف مردمی قرار داده و بر خواسته‌های و نیازهای جامعه مدنی تاکید ورزیده اند.
ایشان در تائید نقش سیاسی خویش همواره خود را عاملی در جهت ایجاد اتحاد عملی‌ میان نیروهای مبارز در صحنه معرف شده و تمامی تلاش خویش را جهت جلب توجه جامعه بین المللی بر شرایط نابسامان امروز کشورمان ایران و درخواست حمایت از آنها در پشتیبانی از مبارزات مردمی معطوف نموده اند.

با توجه به فعالیت‌های سیاسی ایشان و "فوکوس" بر نقطه نظراتی که مطرح کرده اند، به شکلی آشکارا تلاش ایشان در پر رنگ نمودن نقش مردم در این روند مبارزاتی را می‌توان دید، تلاش ایشان در راستای استقرار حکومتی سکولار دمکرات بر پایه انتخابات آزاد و حاکمیت قوانینی‌ که آزادی و حقوق فردی هر انسانی‌ را تضمین گر باشند بیانگر این حقیقت است که ایشان آزادی و اعتلائ ایران را سرلوهه دیدگاه سیاسی خود دارند و تنها نیروی مردمی را تعیین گر جایگاه سیاسی خود در فردای آزاد ایران میدانند، این حقیقت را می‌توان با رجوع به مصاحبه‌های اخیر ایشان در کشور آلمان و هلند و برشمردن خواست ایشان مبنی بر استقرار مردمسالاری در ایران مورد باز نگری قرار داد.

برخی از جراید و مطبوعات گرچه آزاد هستند اما مستقل نبوه و بشکلی جهتدار به پردازش و انتشار دیدگاه‌هایی‌ می‌پردازند که نقش تخریبی‌ در آنها به وضوح دیده میشود. پرسش اما باقیست که آیا این عملکردها به منافع عمومی‌ و قدمی‌ در جهت آزادی ایران است یا خیر !
در افق سیاسی امروز ایران انتقاد کور و بی‌ اساس از هر جبهه ای که صورت پذیرد، اهداف مبارزاتی را با خود به همراه نداشته، بلکه تخریب چهره و فعالیت سیاسی دیگری به نفع برجسته نمودن عملکردهای خود میباشد
نکته اصلی‌ که توسط نیروهای در صحنه از جناح‌های مختلف نادیده گرفته میشود، همانا فصل مشترک‌ها و خواستگاه اختلافات آنهاست. به باورم در شرایط امروز، هر دیدگاه حزبی که دارا باشیم، مادامیکه فصل مشترک "آزادی ایران" را به عنوان اصلی‌ جهت ایجاد اتحاد در نظر نگرفته باشیم و بر این اساس با باورمندی بر اصولی، به اتحاد بر اساس اتفاق نظر نرسیم، ما همچنان در این مسیر مبارزاتی تنها به مقابله با دیدگاه یکدیگر و یا تخریب مشغولیم.


 از افرادی که امروز با برنشمردن و نادیده گرفتن ضرورتها، از این اتحاد ملی در حال شکلگیری باز میمانند و همه توان و نیروهای خود را تنها در مقابله با یک فرد خرج میکنند، آیا می‌توان انتظار گفتمان در چهارچوب سازنده و یا ارائه راه کارهایی را داشت که با تکیه بر آنها قدمی رو به جلو داشته باشیم

به گمان من آنها که در این برهه شاهزاده رضا پهلوی را هدف مبارزات خود قرار داده اند، اتفاقاً به نقش، اندیشه و عملکردهای سیاسی ایشان به نیکی‌ واقفند. هم از اینروست که با جو سازی و سمپاشی اذهان عمومی‌، تلاش در کمرنگ نمودن فعالیت‌های ایشان دارند.
اصولاً این گروه تکلیفشان مشخص است و در دایره اپوزیسیون ضّد رژیم نمی‌گنجند. آنها فقط خوش خدمتی به رژیم میکنند
میزان آزدیخواهی و دموکراسی طلبی، در عملکردهای ما به منافع عمومی باید سنجیده شود، نه تنها حفظ دیدگاه سیاسی که خود همواره در سر داشته و داریم.

Tuesday, June 19, 2012




طبق آخرین ارزیابیهای صورت گرفته در مورد برگزاری دادگاه مردمی بین المللی ایران تریبونال، دادگاهی برای رسیدگی به جنایات جمهوری اسلامی علیه بشریت در دهه ۶۰، و تلاش بسیاری از طیفهای سیاسی متفاوت برای همکاری و همراهی با این تشکل ، صرفآ بخاطر جنایات صورت گرفته علیه ایرانیان در سراسر جهان و در تمام طیفهای سیاسی ،اجتمایی ، شاهد اتخاذ مواضعی غیرشفاف در این میان هستیم .

شوربختانه پس از تماسهای مکرر به شکلهای گوناگون و ابراز اشتیاق و همکاری با این حرکت به توسط بسیاری از فعالین سیاسی، اینگونه بر می آید که این تشکل علارقم تبلیغات خود به هیچ وجهی حاضر به همکاری از دیدگاه فراجناحی و فرا حزبی نبوده و در این میان هم لابیست های جمهوری اسلامی یا همان حافظان رژیم نیز در این تصمیمگیری تخیل کشته اند و با مانع تراشی به نحوی ارتباطات، همکاری و همیاری های مذکور را مسدود نموده و بازدهی این گونه دادگاهها را با موضعگیری نالایق و نا مشخص خود در نهایت به نفع رژیم مبدل نمودند. !!! 

به گمان من آنچه در این میان روشن است بازدهی پایین و تصمیم گیری یک سوی این تشکل میباشد که به دلیل آلودگی با جریانات وابسته به رژیم و عدم همکاری با سایر طیفهای سیاسی و اجتمایی و سایر ارگانهای حقوق بشری که جملگی در یک دیدگاه مشترک فریاد بر میاورند و آن چیزی جز بازستانی حقوق شهروندان ایران نیست، این حرکت در نهایت با گذر زمان و اتخاذ چنین تصمیماتی ناکارآمد با قضاوت مردمی همراه خواهد بود که نتیجه ایی جز سرخوردگی همراه نخواهد داشت. 

در این میان لازم به یادآوری است که در ارائه کیفرخواستی که در دادگاهه لاهه مبنی بر طرح شکایات از علی خامنه به توسط شاهزاده رضا پهلوی و کارزار همراه ایشون صورت پذیرفت نه فعالین سیاسی ،حقوقی شاهد چنین رویکردی منفی بودند و نه عدم شفافیت و مشارکت در آن دیده می شد و تحت هیچ شرایطی موضعگیری گروهی خاص در تلاشها و ملاقاتهای انجام گرفته شده، پر رنگ تر از دیگری خودی نمی نمود یا اینکه الویت نخست به آن داده نشده بود که شوربختانه از این تشکل امروز عکس آن را شاهدیم، باشد که تاریخ خود گواه باشد بر آنان که از حقوق مردم ایران فریاد بر می آورند و
در ظاهر حامی آن میباشند، قضاوت کند.
نیما